محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )

55

أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )

نداد وآن را درست دانست . واين سخن مرا خوش آيند است « 1 » نبينى كه ياران پيغمبر اختلاف مىداشتند وأو اختلافشان را رحمت خواند وگفت از هر كدام پيروى كنيد رسته‌ايد . سفيان بن عيينة گفته است : خدا كسى را به سبب اختلاف علما عذاب نخواهد كرد . نبينى كه هر گاه قاضى در مسأله‌اى اجتهاد « 1 » كند ، ديگرى حق باطل كردن آن را ندارد ، هر چند كه نزد وى نادرست باشد ؟ گروهى * از كرّاميان گويند : هر مجتهد در أصول وفروع هر دو بر حق است ، مگر زنديق باشد . صاحبان اين سخن كه گروهى از مرجيان‌اند چنين استدلال كنند كه پيغمبر گفته است : أمت من بر هفتاد وسه گروه تقسيم شوند هفتاد ودو گروه بهشتى باشند ويك گروه دوزخى . ديگر پيشوايان گويند : جز يك فرقهء موافق حق رستگار نيست وبه خبر ديگر استدلال كنند كه گفته است : هفتاد ودو گروه در دوزخ ويك گروه بهشتى باشند ، واين مشهورتر است ولى سند نخستين خبر درست‌تر بود وخدا داناتر است . اگر خبر أول درست باشد آن

--> ( 1 ) دربارهء اجتهاد بايد بياد داشت كه : أزلي وابدى وتغييرناپذير بودن قوانين پيش از اسلام عقيدت يهود بود ، كه تورات را نيز قديم مىشمردند . ( عبد الجبار معتزلي م 415 شرح الأصول الخمسة : 576 وكراجكى شيعي م 449 . كنز الفوائد چ سنگى تهران ص 102 وابن ميمون يهودي م 602 . دلالة الحائرين چ استانبول ص 416 ) هنديان ويونانيان وايرانيان قوانين را قابل نسخ وتغيير مىشمردند ( بيرونى م 440 ما للهند : 80 - 81 ) اين دو نظريهء كهن در قرن دوم هجرى در بغداد به صورت نزاع بر سر « حدوث وقدم قرآن » ونيز قابل تغيير بودن قوانين حق الناس ظاهر شد . گنوسيستها روايت « حلال محمد حلال إلى يوم القيامة » را منحصر به « حق اللّه » دانسته و « حق الناس » را تغييرپذير مىشمردند ، سنيان به عكس رفته ، هر دو را ابدى وأزلي مىشمردند . گنوسيستهاى نرم‌تر پس از عقب‌نشينى زير فشار خلفا تغيير قوانين را به صورت « اجتهاد » مطرح كردند . شايد مقدسي مؤلف كتاب تحت تأثير تمدن إيراني مادرش اين نظر مرجى - معتزلي - تكامل در حقوق را پذيرفته باشد .